ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 10 آبان1390ساعت 14  توسط HB  | 

بندر خمیر ، بندر، شهر و مرکز بخش خمیر در شهرستان بندرعباس از استان هرمزگان . در 141 کیلومتری جنوب غربی بندرعباس و 108 کیلومتری شمال شرقی بندرلنگه ، در مسیر راه اصلی بندرعباس ـ بندرلنگه در منطقة پست جلگه ای کرانة شمالی تنگه خوران / خوریات (= کلرنس ) در شمال جزیرة قشم قرار دارد (جمعیت طبق سرشماری 1375 ش ، 354 ، 8 تن ). مشتمل بر دهستانهای خمیر، کَهورستان (جیحون ) و رویْدَر است . مکان استقرار شهر بتدریج از حدود دو کیلومتری ساحل به سمت شمال مرتفع می شود به طوری که ارتفاع کوه خمیر در ده کیلومتری شمال شهر با جهت شرقی ـ غربی تا 400 ، 1 متر می رسد (سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ، فرهنگ جغرافیائی ، ج 130، ص 3، 11). بندر خمیر واقع در عقب کرانه ، دارای خوری با دهانة باریک و در حدود هفت متر عمق است . لنگرگاه آن (به عمق شش متر)، که از لنگرگاههای تنگة خوران است ، در یک کیلومتری کرانه ، بین جزیرة قشم و کرانة شمالی خلیج فارس قرار دارد (بایندر، ص 52؛ دایرة المعارف فارسی ، ذیل «بندرخمیر»). آب و هوای بندرخمیر گرم و خشک است . حداکثر مطلق دما در تابستانها ْ49 و حداقل آن در زمستانها ْ1، میانگین باران سالانه حدود 120 میلیمتر، و میزان رطوبت نسبی سالانة آن حدود 75% است (سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ، فرهنگ جغرافیائی ، همانجا). در حدود پنج کیلومتری شمال غربی این بندر، کوهی به نام معدن قرار دارد که دارای گوگرد (همراه با گچ ) است و از آن چشمة آب گرمِ «هوباد» یا «آب باد» می جوشد که در بهبود امراض پوستی مؤثر است (لوریمر، ج 8، ص 1016؛ سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ، فرهنگ جغرافیائی ، ج 130، ص 11). در فاصلة دو و چهار کیلومتری شمال شرقی بندرخمیر، دو معدن سنگ گچ (استخراج سالانه : 500 ، 26 تن )، و در 43 کیلومتری شمال شرقی بندر، معدن سنگِ لاشه انگوران (استخراج سالانه : 000 ، 5 تن ) وجود دارد (سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ، فرهنگ جغرافیائی ، ج 130، ص 12). مهمترین ارتفاعات آن عبارت است از: کوه شَب در دهستان رویدر با ارتفاع 681 ، 2 متر در حدود هفتاد کیلومتری بندر خمیر؛ کوه گیشو با ارتفاع 687 ، 1 متر که با کوه صاحب آباد در یک رشته کوه (به طول 48 کیلومتر) قرار دارد. این رشته کوه از 37 کیلومتری شمال بندرخمیر تا 58 کیلومتری شمال شرقی امتداد دارد و از سمت مشرق به رودخانة کُل محدود می شود (همان ، ج 130، ص 11ـ12؛ همو، شناسنامة شهرها ، ص 3؛ جعفری ، ج 1، ص 489)؛ کوه لاوَر در چهار کیلومتری شمال غربی شهر و تنگه داربست (= گز) در شمال شهر واقع شده است و آبریز آن با جهت شمالی ـ جنوبی از داخل شهر می گذرد. همچنین تنگة نازَردون در یک کیلومتری شمال غربی و تنگه هونیز در دو کیلومتری شمال شرقی بندرخمیر قرار دارد (سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ، شناسنامة شهرها ، ص 4). دره (یا تنگه )های توره ای و خِیْر در شمال و شمال شرقی بندر خمیر قرار دارند و آبریز تنگ توره ای از میان شهر می گذرد. همچنین دشت کهورستان در 29 کیلومتری شمال بندرخمیر است (سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ، فرهنگ جغرافیائی ، ج 130، ص 12). رود کل (شور) با جهت شمالی ـ جنوبی در فاصلة بیست کیلومتری شمال شرقی بندرخمیر به سمت خلیج فارس جریان دارد. رودمَرّا از کوه شب سرچشمه می گیرد و همراه با رود رُسُلی به رود کل می پیوندند. رود مهران (خمیر) از ارتفاعات غربی بندرلنگه سرچشمه می گیرد و در ده کیلومتری غرب بندرخمیر به خلیج فارس می ریزد (همان ، ج 130، ص 11؛ افشین ، ج 1، ص 447). اطراف بندرخمیر پوشیده از درختان کُنار، حرّا، کَهور، و گز و گیاهان دارویی نظیر دَهَخ (گندم گیاه )، دونی ، کیل ، تُرشَک و سُرمه است (سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ، فرهنگ جغرافیائی ، ج 130، ص 3). بندر خمیر دارای انواع پرندگان دریایی و مهاجر، و جانورانی از قبیل گرگ و شغال و خرگوش است . کشاورزی بندرخمیر دارای وضعی نسبتاً مناسب ، و کشت آن به دو صورت آبی و دیمی است . محصولات کشاورزی آن ، گندم ، جو، تره بار، تنباکو، خرما و مرکبات ، و صادرات مهم آن ، تره بار، مرکبات ، انواع خرما و سنگ گچ است . بندر خمیر در دهه های اخیر، بویژه پس از انقلاب اسلامی با ایجاد حِرَف و مشاغل گوناگون توسعه یافت . برق بندر از برق منطقه ای استان منشعب می شود (همان ، ج 130، ص 12). منابع آب آشامیدنی و کشاورزی از چاههای عمیق و نیمه عمیق و چشمه سارها تأمین ، و از طریق لوله کشی تقسیم می گردد (همان ، ج 130، ص 4، 12). اثر مهم و تاریخی آن ، برج نیمه ویران قلعة خمیر است که از سنگ و ساروج ساخته شده است (همانجا؛ اقتداری ، ص 514). دیوار برج ، بازماندة حصاری است به نام سُدار در گلوگاه جادة بندرعباس ـ بندرلنگه که سیدسعیدخان ، سلطان مسقط ، در دورة اشغال عمان ساخته و در 1326 بسیار آباد بوده و تنها استحکام دفاعی شهر، قلعه ای سالم با یک برج چهارگوش بلند بوده است . در این بندر، دو یا سه زیارتگاه و یک مسجد زیبا و قدیمی وجود داشته و منابع آب شیرین بندرخمیر از هفده حلقه چاه عمیق تأمین می شده است (لوریمر، همانجا). بندر خمیر به علت موقعیت محلی و منطقه ای ، محل دادوستد کالاهای وارداتی یا صادراتی است . زبان سکنة بندر، فارسی با گویش بندری است (سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ، فرهنگ جغرافیائی ، ج 130، ص 12).

پیشینه . از گذشتة بندرخمیر اطلاع چندانی در دست نیست ، همین قدر می دانیم که در حدود دو قرن پیش ، سیاحان و محققان از این بندر بازدید کرده و دربارة آن مطالبی نوشته اند. محمد ابراهیم کازرونی در گزارش خود به دربار محمدشاه قاجار (حک : 1250ـ1264)، تعداد سکنة بندر خمیر را چهارصد خانوار ذکر کرده است که کلاً کارگران معدن گوگرد بوده اند (ص 120ـ121). به نوشتة نوربخش (ص 178)، در زمان ناصرالدین شاه (1264ـ1313) بندر خمیر و مناطق تابعه نیز سالها در اجارة سلطان عمان بود که پس از آن طی قرارداد بیست ساله ای به سیدسعیدخان واگذار گردید. در 1320، خازن الدوله ، پسر امین السلطنه ، بندرخمیر را تیول خود قرار داد و آن را به معین التجار اجاره داد (سدیدالسلطنه ، 1363 ش ، ص 4). به نوشتة کُرْزُن ، در 1271 بندر خمیر از بنادر نسبتاً مهم خلیج فارس ، و جزو فرمانداری سعدالملک به شمار می آمد، و از بنادری بود که سالانه عواید سرشماری برای او فراهم می ساخت (ج 2، ص 489). لوریمر (ج 8، ص 1016ـ1017) جمعیت بندر خمیر را در 1326، حدود 350 خانوار یعنی تقریباً 800 ، 1 تن برآورد کرده بود، که بیشتر آنها شافعی مذهب و از عشایر مختلف عرب بودند. ناوگان دریایی آنان از چهار قُنجه / قُنچه (کشتیهای تجاری ) و 22 بَقاره (کشتیهای ماهیگیری ) ( عمان و تاریخها البحری ، ص 123، 143؛ لوریمر، همانجا) تشکیل می شد که تا بصره و حتی بنادر هند رفت وآمد می کردند. بنابه نوشتة سدیدالسلطنه (1371 ش ، ص 218) در سالهای 1324 تا 1332 بندر خمیر 21 فروند کشتی بادبانی (شش کشتی ماهیگیری و پانزده کشتی مسافربری و باربری ) داشت ، صادرات آن ماهی ، آهک به مقدار زیاد، سنگهای آسیا و گوگرد بود (لوریمر، ج 8، ص 1016). کشف معدن نیکل در کوه کشار و کوه انگور در سالهای 1324 تا 1332 و صدور آن به روسیه ، سبب رونق اقتصادی بندرخمیر شد که بعدها به حکم دولت ، متروک شناخته شد (سدیدالسلطنه ، 1371 ش ، همانجا). با توجه به رشد جمعیت ، بندر خمیر تا اواسط دهة پنجاه تغییر چندانی نکرد به طوری که جمعیت آن در 1335 ش به 075 ، 1 تن (سرشماری 1335 ش به نقل دایرة المعارف فارسی ، ذیل «بندرخمیر»)، در 1345 ش به 768 ، 1 (مرکز آمار ایران ، 1348 ش )، در 1355 ش به 423 ، 2 تن (همو، 1361 ش ) و در 1365 ش به 076 ، 5 تن (همو، 1368 ش ) رسید. در زمینة زندگی اقتصادی ، از 1345 ش بویژه از هنگامی که بندر خمیر شهر و مرکز بخش خمیر شد، شهر رو به آبادانی رفته و تأسیسات زیربنایی ایجاد و سازمانهای دولتی در آنجا تأسیس شده است . با آنکه وضع اقتصادی بندر خمیر بر پایة کشاورزی و تجارت استوار است ، اقتصاد شهر نیز ـ به سبب وجود واحدهای صنعتی و تولیدی و خدمات و مشاغل گوناگون ـ گسترش یافته ، به طوری که در سالهای پس از جنگ عراق با ایران (31 شهریور 1359ـ27 مرداد 1367)، کارخانة سیمان با ظرفیت ششهزار تن در این بندر احداث و بهره برداری شده است .

منبع

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 آبان1390ساعت 14  توسط HB  | 

یکی از روزها، پادشاه سه وزیرش را فراخواند

و از آنها درخواست کرد کار عجیبی انجام دهند :

از هر وزیر خواست تا کیسه ای برداشته و به باغ قصر برود

و اینکه این کیسه ها را برای پادشاه با میوه ها و محصولات تازه پر کنند.

همچنین از آنها خواست که در این کار از هیچ کس کمکی نگیرند

و آن را به شخص دیگری واگذار نکنند…


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 25 تیر1390ساعت 10  توسط امین  | 

باز باران با ترانه
با گوهرهاي فراوان
مي خورد بر بام خانه
يادم آرد روز باران
گردش يك روز دیرین
خوب و شیرین
توي جنگل هاي گيلان
كودكي ده ساله بودم
شاد و خرم
نرمو نازك
چست و چابك
با دو پاي كودكانه
مي دويدم همچو آهو
مي پريدم ازلب جوي
دور ميگشتم ز خانه
مي شنيدم از پرنده
داستان هاي نهاني
از لب باد وزنده
رازهاي زندگاني
بس گوارا بود باران
وه چه زيبا بود باران
مي شنيدم اندر اين گوهر فشاني
رازهاي جاوداني, پندهاي آسماني
بشنو از من كودك من
پيش چشم مرد فردا
زندگاني خواه تيره خواه روشن
هست زيبا, هست زيبا, هست زيبا

 

شعر از : زنده ياد مجد الدین میرفخرایی ملقب به گلچین گیلان


باز باران بی ترانه

باز باران با تمام بی کسی های شبانه
می خورد بر مرد تنها
می چکد بر فرش خانه
باز می آید صدای چک چک غم
باز ماتم

من به پشت شیشه تنهایی افتاده
نمی دانم ، نمی فهمم
کجای قطره های بی کسی زیباست

نمی فهمم چرا مردم نمی فهمند
که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد
کجای ذلتش زیباست
نمی فهمم

کجای اشک یک بابا
که سقفی از گِل و آهن به زور چکمه باران
به روی همسرو پروانه های مرده اش آرام باریده
کجایش بوی عشق و عاشقی دارد
نمی دانم

نمی دانم چرا مردم نمی دانند
که باران عشق تنها نیست
صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست
کجای مرگ ما زیباست
نمی فهمم

یاد آرم روز باران را
یاد آرم مادرم در کنج باران مرد
کودکی ده ساله بودم
می دویدم زیر باران ، از برای نان

مادرم افتاد
مادرم در کوچه های پست شهر آرام جان می داد
فقط من بودم و باران و گِل های خیابان بود
نمی دانم
کجــــای این لجـــــن زیباست

بشنو از من کودک من
پیش چشم مرد فردا
که باران هست زیبا از برای مردم زیبای بالا دست
و آن باران که عشق دارد فقط جاریست برای عاشقان مست

و باران من و تو درد و غم دارد
خدا هم خوب می داند
که این عدل زمینی ، عدل کم دارد

 محمد کامبد

----------------------------------------------

 

خا نظر شما چن همشهری عزیز؟

با ترانه یا بی ترانه؟!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 دی1389ساعت 13  توسط HB  | 

از دفتر خاطرات خدا

شنبه : امروز در بارگاه مشغول محاسبات فیزیکی برای نصب و راه اندازی سیاره های جدید بودیم …دستور داده ایم آتش زیر گالیله را زیاد کنند تا مردک اینگونه برای ما زحمت درست نکند! مردم سرشان به کار خودشان گرم بود و یک خورشید بود و یک ماه و مقداری ستاره که چسبانده بودیم طاق آسمان ، حالا همه فضول شده اند و هر روز به یک جای کار ما سرک می کشند! فضاپیما درست کرده اند پدرسوخته ها که ته و توی عالم ما را وارسی کنند. هر سوراخی می بینند سرک می کشند ببینند چه خبر است.دستور داده ایم در آزمایشگاه بارگاه در مورد تغییر در نسل های آتیه بندگان تحقیق کنند.چند قرنی است مردم این نسل خیلی فضول و پر رو شده اند!

یکشنبه:از صندوق قرض الحسنه بهشت تماس گرفته اند و لیست مفسدان اقتصادی را که وام گرفته و پس نداده اند اعلام کرده اند! یکی از آنها نوح است که وام برای کشتی سازی گرفته بوده و ورشکست شده است ، بقیه هم ابراهیم و اسماعیل و نوادگان و نتیجه گانش هستند که سند خانه کعبه را گرو گذاشته اند و نمی شود اقدامی کرد ، یک وام هم متعلق به محمد است که مهدی از بستگان او، پول را ورداشته وغیب شده است !امروز قدری کسالت داشتیم …عزرائیل را فرستادیم زمین مقداری شیطنت کند تا بلکه حالمان بهتر شود.تعداد متنابهی از بندگان را آورده است که فرستاده ایم قسمت محاسبات …کارهای این عزرائیل هم دارد تکراری می شود! خسته شدیم از سیل و زلزله و اینها! هنوز کسالتمان برطرف نشده است!

دوشنبه: از جهنم خبر رسیده است که سوخت تمام شده است و آتشی در کار نیست و مغضوبین به جای عذاب و آتش از شدت سرما دارند یخ می زنند . ملک سوخت را احضار کردیم . نوسان قیمت جهانی نفت و تصمیمات اوپک را بهانه می کند ! دستور فرمودیم از ذخیره سوخت بارگاه علی الحساب یک حواله صادر کنند تا اهالی جهنم دچار ذات الریه نشوند !

سه شنبه : به میکاییل دستور دادیم در مورد این مردک احمدی نژاد و دار و دسته اش گزارش مبسوطی تهیه کند. مثل اینکه اطلاعاتی در مورد مهدی دارد! آخرین بار کل باغ های بهشت را بین تعدادی از دوزخیان قولنامه نموده و فراری شده بود. خبر رسیده بود که به علم شعبده وارد شده و اصول غیب شدن و هاله الهی را آموخته اما در اصول ظهور به مشکل برخورد کرده است!

چهارشنبه:از اداره بازرگانی بهشت تماس گرفته اند در مناطق بالانشین بهشت مومنین بر روی رودخانه شیر و عسل سدسازی کرده و در املاک خود دریاچه مصنوعی ساخته اند اما شیر و عسل را در مناطق پایینی سهمیه بندی کرده و به صورت یارانه ای به فروش می رسانندو سود قابل توجهی به جیب می زنند! حتما پائینیها سبیل سازمان شیر و عسل را چرب نکرده بودند ! امان از دست مومنین!

پنجشنبه : وضعیت اقتصادی دربار کمی آشفته شده ،ملک اقتصاد را احضار کرده ایم ..بحران اقتصادی آمریکا را بهانه کرده است! دستور داده ایم یک فروند کارت سوخت نامحدود از سهمیه الهی خودمان برای آتش کریستف کلمب صادر کنند! هر چه آتش است از گور همین پدرسوخته در می آید!

جمعه: چند روزی است فکر می کنم نانت نبود ، آبت نبود؟! ملک و حوری ات دم دست نبود؟! خلقت این آدمیزادت چه بود دیگر؟! از روز خلقت این موجود دوپا و فضول آسایش نداشته ایم . هر کاری برایشان می کنیم یک چیزی هم طلبکار می شود همیشه دنبال واسطه و پارتی است ! جالب اینجاست که اعتبار واسطه هائی که پیدا شده از ما بالاتر رفته است.

با تشکر از دوست خوبم حیدر

+ نوشته شده در  جمعه 1 مرداد1389ساعت 12  توسط HB  |