|
در كتب تاريخي و سفرنامه ها از جمله سفر نامه ابن بطوطه كه به مناطق ساحلي و جنوبي ايران ساكن در حاشيه خليج فارس مسافرت نموده از گذشته هاي شهر بندر خمير نام برده مي شود و نيز سديد السلطنه كبابي در كتاب بندر عباس و خليج فارس در چند صفحه شهر آن زمان را بخوبي به تصوير مي كشد كه در جهت رعايت امانت و نثر مكتوب كتاب مذكور به بيان مطالبي از آن بشرح زير و به اختصار بسنده مي كنيم كه او مي نويسد : (( طول آن شروع مي شود غرباً از بندر مهتابي و منتهي مي شود شرقاً به رودخانه خونو امتداد اين مسافت نه فرسنگ مي باشد عرض آنجا شمالاً پوزه خونو كوهي است نمكدار با كوه گوگرد ابتدا شده و انتهي از طرف جنوب درياست و امتداد اين مسافت تقريباً ده فرسنگ مي شود . از طرف مغرب ناحيه جهانگيريه است كه قصبات دژگان و بستك در آن ناحيه اند . از طرف مشرق رودخانه خونو است كه آنجا را از خاك گچين فاصله داده شمالاً جبال و جنوباً درياست . قراءآن ناحيه : 1 ـ بندرخمير 2 ـ قريه لشتغان 3 ـ كوشك 4 ـ سايه خوش 5 ـ پل معادن مكشوفه آنجا نمك و گچ و گوگرد خواهد بود و صنعت سكنه آنجا ساروج پزي و ظروف سفال سازي است . مذهب اغلب اهل سنت و در طريقه شافعي اند و شيعه معدود و فقط در لشتغان ساكن اند . نفوس آنجا تقريباً دو هزار مي شود . اداره گمركات در آنجا شعبه دارد اضافه دخل ندارند و ماهي سي تومان مواجب مدير و اجزاي آنجاست . ازآنجا كه چون حركت نمايند به منطقه اي رسيده موسوم به سدار بر وزن جدار عبارت از ديواري است كه يا سنگ و ساروج از فراز كوه به دريا كشيده اند تقريباً بامتداد صد درع شاه چهار سنگر و دو برج و دروازه اي براي آن ديوار قرار داده اند براي ممانعت ورود خصم ، حال همه آنها در شرف انهدام است . در افواه سكنه آن حدود شايع است كه اين بنيان را خواجه محمد طاهر نامي بنا نهاده ، خواجه مزبور قبل از سلسله خوانين كنوني بستك دردژگان كلانتر بوده است . شهر در شمال دريا بنا و مربع مستطيل واقع گرديده و ابنيه آنها از خشت و گل ندرتاً بعضي از غرفات خود با گچ سفيد كرده اند ، در خارج شهر از طرف شمال قلعه اي است و هنوز لياقت تعمير دارد مربع الاضلاع است هر ضلع آن يكصد و پنجاه قدم مي شود و در چهاگوشه قلعه چهار برج مدور بنا شده از جوانب اربعه فيما بين هر دو برج يك برج كوتاه بنا كرده اند و در جنوب مغرب امارت مربع دو طبقه موجود و در وسط قلعه آب انبار بنا گذاشته اند و همه ابنيه قلعه از ساروج و سنگ است و سكنه آنجا گويند صد سال است اين قلعه بنا شده شايد ولات امامان سقط در سنوات اجاره عباسي از دولت ايران بنا گذاشته اند و طرز اين قلعه مانند قلاع لارك و قشم نيست . جمعيت آن قصبه تقريباً ششصد خانوار است . بيست باب دكان متفرقه و سه مسجد در قصبه موجود و معاش اهل قصبه از صيد ماهي و مزدوري و گچ پزي و ساروج سازي و شتر داري گذرد . علفي در اينجا پيدا شود كه در آب دريا رويد و آن را هرا گويند و علوفه شتر و گاو است. آنچه از خمير صادر شود گچ است و ساروج و هيمه و نمك و گوگرد و انغوزه و شراع يعني بادبان كشتي . (1)
منبع:
(1) سديد السلطنه (كبابي) ، محمدعلي : بندرعباس و خليج فارس ، دنياي كتاب ، تهران ، 1363 + Written Wed 28 Jan 2009 8:12 PM byHB |
|