با حسن نيت آقا حداد و رفقا در مجلس، امكان پخش برنامه زنده تلويزيوني آقاي سبز براي پاسخگويي و صحبت با مردم، كلا از بين رفت. از آن طرف چاپ بيانيه و نامه و اينا، كه توسط آقاي ميرحسين نوشته شده باشد، در روزنامه‌ها معذوريت دارد. براي همين و به منظور شفاف‌سازي يك چيزهايي كه در تاريكي قرار دارد، ترتيب يك مصاحبه را با آقاي موسوي داديم كه متن آن، عينا و واو به واو (البته قبل از حذف شدن در چاپخانه) براي درج در تاريخ منتشر مي‌شود.


آقاي مجري: بينندگان عزيز، طبق قانوني كه ما پيش از شروع برنامه با آقا عزت تنظيم كرديم، علاوه بر اينكه هر حرفي كه كانديداي حاضر عليه كانديداي غايب مي‌زند، هر حرفي هم كه اين كانديدا راجع به خودش يا عليه خودش هم بزند يا درباره هر كس ديگري حرف بزند يا اصلا حرفي نزند، به هر حال يكي، دو ساعت وقت براي كانديداي غايب در نظر مي‌گيريم! خب، آقاي ميرحسين! با بينندگان سلام و عليك كنيد.
ميرحسين: من ضمن عرض سلام خدمت بينندگان...
آقاي مجري: ببينيد من قبلا هم گفتم هرگونه اشاره مستقيم يا غيرمستقيم به كانديداي غايب اين حق را براي او به وجود مي‌آورد كه يك ساعت بيايد و تنهايي خودش حرف بزند.
ميرحسين: من از شما تعجب مي‌كنم. من چه چيزي... اشاره مستقيمي به كانديداي غايب كردم؟
آقاي مجري: شما گفتيد «خدمت بينندگان!» و همه مي‌دانيم كه هرگونه خدمت در طول تاريخ 600هزار ساله ما، فقط توسط كانديداي غايب صورت گرفته است.
ميرحسين: من از شما تعجب مي‌كنم من فقط داشتم خدمت مردم سلام...
آقاي مجري: ببينيد آقاي موسوي، شما باز هم گفتيد «خدمت مردم! تا همين الان يك ساعت و 20 دقيقه ما وقت براي كانديداي غايب در نظر گرفتيم براي دفاع از خودش.
ميرحسين: ما كلا پنج دقيقه است داريم حرف مي‌زنيم، شما يك ساعت و 20 دقيقه وقت براي ايشان در نظر گرفتيد؟
آقاي مجري: بله.
ميرحسين: من همين جا خدمت... منظورم اين است كه من همين جا با مردم يك موضوعي را مطرح مي‌كنم. در انتخابات باشكوه چند هفته پيش، در صندوق‌هاي راي چيز كردند و انتخابات را به چيز كشيدند. من همين جا با شما مردم فهيم مطرح مي‌كنم كه حضور شما در خيابان‌ها يك حماسه بزرگ بود و هست و كساني كه به شما چيز گفتند خودشان را چيز كردند.
آقاي مجري: آقاي ميرحسين اينكه شما همه‌اش از چيز استفاده مي‌كنيد درست نيست. چون ما متوجه منظور شما نمي‌شويم و نمي‌توانيم از حق كانديداي غايب پاسداري كنيم.
ميرحسين: شاعر مي‌فرمايد من به گوش تو سخن‌هاي نهان خواهم گفت سر بجنبان كه بلي جز كه به سر هيچ مگو. اين چيزها رمز و رازي بين من و مردم است. خود مردم بلد هستند، كلماتي را كه من بگويم چاپ نمي‌شود يا از تلويزيون پخش نمي‌شود را جايگزين كنند.
آقاي مجري: از لحاظ قانوني هم درست باشد از لحاظ ما درست نيست كه شما براي مردم شعر بخوانيد. ما چه گناهي كرديم كه جز آماري كه توسط دانشمندان جوان اين مملكت در فتوشاپ درست شده است، زبان چيز ديگري را نمي‌فهميم؟ به هر حال به شما اخطار مي‌كنم كه ديگر از شعر استفاده نكنيد.
ميرحسين: به هر حال شما هم آدم چيزي هستيد. اين را مردم هم مي‌دانند. در تمام اين روزها با انتشار گزارش‌هاي‌تان در چشم مردم زل زديد و چيز گفتيد. به مردم چيز گفتيد. در حالي كه خودتان از چيزي كه به مردم گفتيد چيزتريد. مردم ما با حضور ميليوني‌شان و با سكوت‌شان ثابت كردند...
آقاي مجري: شما ديگر داريد مرا عصباني مي‌كنيد. ما به خاطر اين كار شما يك برنامه 24 ساعته زنده براي كانديداي غايب درنظر مي‌گيريم. از طرفي شما مي‌گوييد مردم با حضور ميليوني‌شان... بايد يادآوري كنم طبق گزارش‌هايي كه از 20:30 پخش شده و دور كله مردم هم خط كشيده شده است، آن اراذل و اوباش نه تنها سه ميليون نفر نبودند كه كلا هزار نفر بودند كه آقاي فرمانده گفت همه‌شان را هم دستگير كرده‌اند.
ميرحسين: شما مي‌گوييد هزار نفر اراذل و اوباش؟ اما من همين جا مطرح مي‌كنم كه در راهپيمايي‌ها بودم و جمع ميليوني مردم را از نزديك ديدم.
آقاي مجري: فكر مي‌كنيد مردم حرف شما را باور مي‌كنند يا حرف راستگوترين راستگويان، صادق‌ترين صادقان، بي‌طرف‌ترين بي‌طرفان، صداوسيماي آقا عزت اينها را، كه به صورت 24 ساعته و شبانه‌روزي مشغول معرفي خس و خاشاكي است كه به خيابان‌ها مي‌آيند.
ميرحسين: من همين‌جا مطرح مي‌كنم خس‌و‌خاشاك چيز است. دشمن اين خاك چيز است.
آقاي مجري: چيز است، چيز است... يعني چي چيز است؟ شما داريد غيرمستقيم حق كانديداي غايب را از بين مي‌بريد.
ميرحسين: بنده نه كانال تلويزيوني دارم، نه روزنامه دارم، نه امكان استفاده از هواپيما و هلي‌كوپتر دارم، سايت‌هاي اينترنتي هم كه فيلتر شده... مردم خودشان ديدند تنها ابزاري كه براي بنده و آقا مهدي مانده تا با مردم حرف بزنيم، يك بلندگوي دستي است كه نمكي‌ها از آن استفاده مي‌كنند. همين مانده كه بلندگوهاي دستي را هم از بازار جمع كنند. من همين جا مطرح مي‌كنم كه مردم شرايط و تفاوت‌ها را درك مي‌كنند...
آقاي مجري: ببينيد، شما نمي‌توانيد به جاي مردم حرف بزنيد. اين حق فقط براي كانديداي غايب لحاظ شده است كه به جاي ضمير من از واژه مردم استفاده كند. به هر حال حدود چهار سال و يك ساعت، وقت اضافه براي كانديداي غايب در نظر گرفته مي‌شود تا از خودش دفاع كند. همين الان توي گوشي به من مي‌گويند از اين به بعد براي استفاده از تريبون تاثيرگذاري مثل بلندگوي دستي هم، بايد درخواست مجوز كنيد. حالا ديگر صحبت‌هاي پاياني‌تان را به عنوان خداحافظي بگوييد.
ميرحسين: من همين جا مطرح مي‌كنم مردم مي‌دانند كه چيز بزرگي شده...
آقاي مجري: نه ديگر، آقا لطفا ميكروفن اين آقا را قطع كنيد... ممنونم عزت جان. اما شما، مشخص است شما از كجاها پول گرفته‌ايد. مردم آگاه ما مي‌دانند كه «چيزيك واژه بيگانه به معني پنير است. و شما با اين همه استفاده از واژه‌هاي بيگانه به رابطه خودتان با صهيونيسم اشاره مي‌كنيد. جزئيات اين رابطه را هم اگر نمي‌دانيد، فردا شب مي‌توانيد در 20:30 ببينيد. به اطلاع مردم آگاه مي‌رسانم كه حق به هر حال با كانديداي غايب است. تا برنامه ديگر خداحافظ.

منبع : سايت ايرانيان انگلستان